استاد گروه تحقیقات سیاست گذاری و برنامه ریزی غذا و تغذیه، انستیتو تحقیقات تغذیه ای و صنایع غذایی کشور، دانشکده علوم تغذیه و صنایع غذایی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران ، f_mohammadi_2001@yahoo.com
چکیده: (3 مشاهده)
زمینه و هدف: مصرف بیش از حد شکر افزوده به عنوان یکی از عوامل اصلی بروز بیماریهای غیرواگیر، به بحرانی جدی در شهر تبریز تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تحلیل فرآیند شکلگیری و ورود مسئله کاهش مصرف شکر به دستور کار سیاستگذاران، بر اساس چارچوب نظری جریانهای چندگانه کینگدون انجام شده است. مواد و روش ها: این تحقیق با استفاده از چارچوب جریانهای چندگانه کینگدون، به تحلیل تقارن جریانهای مسئله، راهکار و سیاست در تبریز (۱۳۷۹-۱۴۰۲) میپردازد تا چگونگی شکلگیری فرصتهای سیاستی و نقش کلیدی کارآفرینان سیاستی را در حوزه مورد نظر تبیین نماید. یافتهها: در جریان مسئله، جهش نرخ دیابت (از ۸.۲% به ۱۰.۹%) و افزایش بستریهای بیمارستانی جوانان، مسئله را به یک فوریت عمومی تبدیل کرده است. در جریان سیاست، راهکارهای فنی نظیر مالیات بر محصولات پرشکر و اصلاح محیط غذایی مدارس تدوین شد. در جریان سیاسی، همسویی اسناد بالادستی با مطالبهگری نهادهای مدنی، اراده لازم برای اقدام را فراهم آورد. در نهایت، ائتلافی از نخبگان دانشگاهی و مدیران شهری به عنوان کارآفرینان سیاستی، با اتصال این سه جریان در بازه ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱، پنجره سیاستی را برای تغییرات ساختاری گشودند. نتیجهگیری: موفقیت در کاهش مصرف شکر در تبریز نیازمند هماهنگی بینبخشی میان شهرداری، آموزش و پرورش و نهادهای بهداشتی است. اجرای گزینههایی نظیر وضع مالیات ۲۰ درصدی و محدودیت تبلیغات، در کنار توانمندسازی محلی، میتواند به عنوان الگویی ملی برای کنترل بیماریهای غیرواگیر مورد استفاده قرار گیرد.