سابقه و هدف:خدمات تغذیه در نظام مراقبتهای اولیه سلامت ایران طی یک دهه گذشته گسترش چشمگیری داشته است، با این حال، افزایش بار بیماریهای غیرواگیر و تداوم مشکلات تغذیهای نشان میدهد که صرف استقرار این خدمات برای اثرگذاری بر سلامت جامعه کافی نیست. مسئله اصلی، تبدیل ظرفیت موجود در مراکز خدمات جامع سلامت به دسترسی مؤثر، مستمر، باکیفیت و مورد اعتماد مردم است. این خلاصه سیاستی با هدف شناسایی شکافهای کلیدی در دسترسی به اینخدمات و ارائه گزینههای سیاستی قابل اجرا تدوین شد. مواد و روشها:این خلاصه سیاستی بر پایه مرور اسناد، برنامههای ملی تغذیه و تجارب بینالمللی، و تحلیل محتوای مصاحبههای نیمهساختاریافته با سیاستگذاران، مدیران، ارائهدهندگان و گیرندگان خدمت تدوین شد. دادهها با تمرکز بر شناسایی شکافهای دسترسی به خدمات تغذیه و راهکارهای اجرایی، در 3سطح سیاستگذاری، ارائه خدمت و دریافت خدمت تحلیل و جمعبندی شدند. یافتهها:مهمترین شکافها شامل کمبود و توزیع نامتوازن نیروی انسانی، ضعف نظام ارجاع و پیگیری، ناکافی بودن شاخصهای پایش عملکرد در سامانه سیب، محدودیت تجهیزات و فضای مناسب مشاوره، آگاهی ناکافی مردم از خدمات، کاهش اعتماد عمومی، موانع اقتصادی برای اجرای توصیههای تغذیهای و نابرابری در دسترسی گروهها و مناطق مختلف بود. بر این اساس، چهار گزینه سیاستی شامل بازطراحی نظام ارجاع و پایش، تقویت و تثبیت نیروی انسانی، ارتقای کیفیت و مقبولیت خدمات و تقویت عدالت دسترسی و امکان عمل به توصیههای تغذیهای پیشنهاد شد. نتیجه گیری:تحقق ظرفیت خدمات تغذیه در مراکز خدمات جامع سلامت، مستلزم اجرای گزینههای سیاستی پیشنهادی در یافتههای این پژوهش است. سرمایهگذاری در خدمات تغذیه در سطح مراقبتهای اولیه میتواند مداخلهای پیشگیرانه و مقرونبهصرفه برای کاهش هزینههای درمان و ارتقای عدالت در سلامت باشد.